تبليغاتX
کفشهای غمگین عشق

کفشهای غمگین عشق

؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

  • كاش ماه مي دانست بین اين همه ستاره و سياره فقط يكي مشتريست

  • + نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:45 توسط وحید غیائی |


     

    خورشید برای تو

    و ابرهای سیاه آسمان برای من

    شکایتی ندارم

    تو روشن بمان !

     

    + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 22:9 توسط وحید غیائی |


    سپاس تو را

    که به هر انسانی

    سپری از تنهایی بخشیده ای تا هرگز فراموش ات نکند.

    حقیقت تنهایی تویی

    و فقط نام تو این تنهایی را

    راهنماست.

    پس تنهایی ام را نیرو ببخش

    زیرا با نام تو این انزوا شفا می یابد.

    با نام تو که فراتر از هر آرامشی ست که در جهان

    می شناسم.

    تنها با نام تو می توانم در برابر تندباد زمان

                                                    ایستادگی را

    آری وقتی این تنهایی در تو و از توست می توانم

    گناهم را

    به دست بخشندگی تو بسپارم.

     

    + نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 23:14 توسط وحید غیائی |


    خدایا ما رو وسیله ای برای امتحان بنده های گناهکارت قرار مده .....

    + نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:4 توسط وحید غیائی |


     

    دزدیدن چشم از امتداد نگاه

    خشکاندن لبخند از یک حس پاک

    دلشوره از میعاد بی بنیاد

    و در آخر

    تکلم بی اراده

    چقدر این جملات برایم آشناست

    اما نمیدانم؟

    راه من کدام بود؟

    جام زهر یا فنجان قهوه تلخ

    کدامیک ؟

    تنها در خود  مرور می کنم :

    افسوس از تلخی

    و دریغ از کام مسموم

      

    + نوشته شده در جمعه دهم مهر 1388ساعت 12:44 توسط وحید غیائی |


    قیمت وفا

    شاید گران تر از آن است

    که بهانه زندگی  

    از عهده داشتنش برآید.

     

    امروز

    طعم معطر پاییز

    حضورش

    تنها معجزه لحظه های تنهایی من است.

     

    + نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 23:40 توسط وحید غیائی |


     

    سلام بر تو که تمام مرا تسخیر کرده ای،

    سلام بر تو، به تو که واژه ها از توصیفت عاجزند

    سلام به تو که بوی دستان خدا می دهی؛

    بار الهی. مرا شرمنده کسانی که التماس دعا گفته اند نگردان.

    فردا شب عازم هستم . خداوند روزی همه کند .حلال کنید....

     

     

    + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 10:42 توسط وحید غیائی |


    پروردگارا

    تو را سپاس به خاطر تمام رنج هایی که روحم را از زنگار تکرار ی زیستن پاک نمود...

    ومن تجلی تو را در خویش دیدم ....آن زمان که اشگ هایم را دستی برای پاک کردن نبود ...حضور مهربانت را روی گونه لمس کردم.....تو را سپاس ...که به من درد عطا کردی تا روحم به آنچه لیاقت داشت دست یابد.. ....عشق....

    قلب کوچکم را در تمام تکان ها پناه بودی ..گر چه بارها لرزید اما فرو نریخت....

    مرا از همین درد ها متولد کردی به دنیایی از خودت....

    پروردگارا

    می دانم دوستم داری از این روست که مرا مبتلا می کنی .....ومی دانی در نهایت درد اگر نفسی بیاید یا نه تنها زمزمه ام ..... دوستت دارم .... است.

    و تو اینگونه می خواهی .... که بنده ات تو را دوست بدارد....شکر که هنوز مرا از یاد نبرده ای....خدای مهر بانم اگر خوشی های دنیا لحظه ای مرا از تو جدا کند ، و احساس عشقم به تو را از من بگیرند ...نه خوشی می خواهم نه خویش را....

    گرچه زندگی میدان نبرد است و می دانم که این جماعت بی وقفه می جنگند تا چیزی را که مال آنها نیست از چنگال یکدیگر پس بگیرند....می بینم چشمهایی را که نا پاکند ودست هایی که جز خار در چنته ندارند و قلب هایی که سر شارند از رخوت...روح هایی که فقط حیله و مکر می چینند.....و چه درد ناک است که باید در کنا ر اینان زندگی را به انتها رساند ...جماعتی که چشم ندارند لبخندت را ببینند...
    جماعتی که مدام دستشان به سوی باغ آرزو هایت دراز است

    + نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 22:34 توسط وحید غیائی |


    فاصله
    باريست بر دوش تمام دقايق
    و صدايت عبوری برای تمام زمان!

    + نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 10:50 توسط وحید غیائی |


     

    به سیگار فکر می‌کنم
    و به سوختن و سوزاندنش

    به شمع فکر می‌کنم
    و به سوختن و ساختنش

     

    و شباهتی که این دو با بعضی آدم‌ها دارند.

     

    + نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 0:35 توسط وحید غیائی |


    اینجا سرزمین باران است خلوتگاه من
    خلوتگاهی برای نوشتن دستنویس ها
    یادداشت ها
    عاشقانه ها و کودکانه ها
    اینجایی جایی است که می نویسم از خودم از زندگیم و از هر چیزی که می توانم بنوویسم
    شاید سبک و سیاق بچه محل را ادامه بدم و شاید متفاوت بنویسم
    دلم تنگ است برای نوشتن


    HOME
    E-Mail
    .BAHAR 20.


    LinkDump

    مخصوص صاحبان وبلاگ
    دوست خوبم از امریکا(فردایی بهتر و بهتر)
    honey
    حدیث عشق


    آرشیو پیوندهای روزانه


    Archives

    آبان 1388

    مهر 1388

    شهریور 1388
    مرداد 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387
    بهمن 1387
    دی 1387
    آذر 1387
    آبان 1387
    مهر 1387
    شهریور 1387
    مرداد 1387
    تیر 1387
    خرداد 1387
    فروردین 1387
    بهمن 1386
    دی 1386
    آذر 1386
    آبان 1386
    مهر 1386
    شهریور 1386
    مرداد 1386
    خرداد 1386
    اردیبهشت 1386
    فروردین 1386
    اسفند 1385
    بهمن 1385
    دی 1385
    آذر 1385
    آبان 1385


    Categories

    احتمالا من دیوونم .نه ؟
    عكس برای زيبايی وبلاگ



    Amar_Web


    تعداد بازديدها:


    Links

    نمیشه بی خیال شد
    عاشقانه2
    عاشقانه3
    بچه هاي اسمان همدان
    خالق هستي
    حديث عشق
    قالب های فوق جدید بلاگفا